X
تبلیغات
اندکی معماری و...
باز هم موزه...

این بار عکس و نقشه  و پلان و برش از یک موزه ی کوچیک از آقای میر

نام موزه :موزه ی بوردا

معمار : ریچارد میر

کمک طراح:برنارد کارپف

مهندس سازه:Schumer

مهندس تاسیسات:Schneider, Ebinger

مشاور نورپردازی: Zumtobel Staff

لند اسکیپ:Bernd Weigel

مساحت موزه:۲۰۰۴متر مربع

مساحت گالری ها:۱۰۰۰متر مربع

 

 

 این هم نقشه ها ی موزه :

سایت پلان

پلان

نمای شرقی  

نمای شمالی 

برش  A-A

برش  b-b

 
+ نوشته شده در  86/08/27ساعت 22:59  توسط مسعودحیدری | 

موزه یهودیان برزیل

دیوارهای سیاه و نا آشنا، فضاهایی که به بن بست می رسند.تاریکی هراس آور و نورکوچکی که با زاویه ای شکسته از گوشه ای به درون می تابد….

شاید هنگامی که آدورنو به تلخی گفت دیگر پس از آشویتس شاعری ممکن نیست نیندیشید که می توان با ورز دادن فضا خود آشویتس را مبدل به شعری سیاه کرد که تاریخ را روایت می کند و در عین حال در روایت تک بعدی آن محدود نمی شود. شعری برای نشان دادن فاجعه در پس چهره مدرنیته. شعری برای روایت تازه از تاریخ.

 

لیبسکیند در طراحی این موزه 3 مسیر در نظر گرفته.این مسیرها از 3 مفهوم ویرانی، سرگردانی و وجود سر چشمه می گیرند که در زندگی یهودیان آلمان همواره موجود بود. مسیر اول و دوم هیچ کدام به فضاهای نمایشگاهی نمی رسند و مسیر سوم یا همان “وجود” به گالری ها می رسد.

مسیر ویرانی به برج هولوکاست منتهی می شود که از دیگر اجزای ساختمان جداست. کف این قسمت پر است از صورتک های چدنی که بازدید کنندگان باید از رویشان عبور کنند و با پا گذاشتن روی آنها صدایی شبیه جیغ انسان شنیده می شود. خطوط روی بنا هم نشأت گرفته از نقشه شهر برلین و نشان دهنده محله های یهودی نشین و خیابان هایی است که در آنها اتفاق یا حادثه ای مهم و تاریخی مرتبط با یهودیان روی داده است.

219318330_83aa078460.jpg

مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.

یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.

بنای موزه بر امتداد خط شکسته‌ای شکل گرفته است که بيان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است.

می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت.

شاید اشاره به باغ معلق کنار موزه هم خالی از لطف نباشد. نشانه ای که من هنوز نتوانستم برای آن معنایی بیابم! جز اینکه مکعبی از محور خود خارج شده و به صورت ناپایدار قرار گرفته. (باز هم ساختار شکنی)

در بسیاری از صحنه ها، به یاد کسی می افتادم که شاید تجسم انسانی حس من از این فضا بود. “والتر بنیامین”. بابک احمدی در کتاب خاطرات ظلمت درباره بنیامین می نویسد: « بنیامین می خواست دریابد که تجربه درک ویرانی کدام است. آیا این ادراک به گونه ای چاره ناپذیر بازسازی خیالی ویرانه است؟ آیا همواره باید چنین فرض شود که چیزی وجود داشته و این ویرانه «بیانگر» آن چیز است و بعد سؤال شود که این بیانگری تا چه حد ممکن است؟ آیا راهی برای بازسازی ذهنی ویرانه وجود دارد؟ مصداق بنای خیالی ای که ساخته ایم کدام است؟ پرسش بنیامین همان مسأله ی قدیمی و پا برجای هرمنوتیک است: فهم گذشته ای که از میان رفته، ویران شده ، و دیگر جز تلی انباشته از تاویل های بعدی نیست، تا چه حد ممکن است؟

به خاطر ساختار هزارتویی نوشته های بنیامین که همواره سر نخ معنا در آنها گم می شود، می گوییم که او نیز از نخستین منادیان گسست و ویرانی بود.

انکار تداوم، و دل سپردن به جذابیت گسست ها و نامتداوم ها امروزی ترین جنبه ی آثار بنیامین است، و علت توجه و علاقه ای که شالوده شکنان به نوشته های او نشان می دهند…..»

علاوه بر اندیشه های بنیامین، زندگی و مرگ او نیز برایم تصویر شد. زندگی سرشار از شکست، فقر و پر از بدبیاری های شخصی. عشق های کوتاه و نافرجام، تنهایی ، مهاجرت اجباری ، آوارگیهای بی پایان و سر انجام خودکشی غم انگیز تنها بر اثر یک اشتباه!

« همچون کسی که در کشتی شکسته ای، از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد. شاید، اما او از آنجا نشانه ای به رهایی را بازیابد». از نامه بنیامین به گرشوم شولم / 17 آوریل 1931

ساختار های در هم ریخته، گوشه های شکسته ستاره داوود( که در حالت پایدار باید نماد امتزاج همه عناصر و جمع اضداد یا متحد شدن مکمل ها باشر)، کدامیک را می توان نشانه آتش و یا آب در نظر گرفت؟

در این موزه شکستن معنای نشانه ها و رسیدن به بی معنایی و در عین حال خلق معناهایی جدید و چند گانه را می بینیم. معنایی که یکی را به یاد والتر بنیامین و دیگری را به یاد آدورنو ، مرا به یاد آیشمن و استادم را به یاد کتاب “مرگ کسب و کار من است” بیندازد.

پایان سخن اینکه بسیار درباره ساختار و ضد ساختار دانسته ایم و خوانده ایم. و بسیاری اوقات ساختار را به ضد ساختار و معنا را به بی معنایی ترجیه داده ایم.(یا حداقل اینگونه یادمان دادند. وادارمان کردند اینگونه عمل کنیم) اما اگر یکجا و تنها یکجا برای برتری گسست و ویرانی بر ساختار وجود داشته باشد همین موزه است. چرا که نفس ایجاد آن برای فراموش نشدن بلایی است که زندگی مدرن و ساختارماشینی آن بر سر انسان آورد.

 این هم پلان این موزه :

 عکسهای تکمیلی در مورد این موزه و کارهای لیبسکند رو بعدا میذارم

+ نوشته شده در  86/08/26ساعت 23:10  توسط مسعودحیدری | 
سلام

هفته قبل به بهانه طرحمون که این ترم در مورد موزه است رفتیم تهران برای دید ن چند تا از موزه ها ...

اینم چند تا عکس که در طول اردو گرفتم...

با تشکر از استاد عزیزمون جناب آقای مهندس باوند بهپور که در این ترم  طرح ۳ رو  با تمام

گرفتاری هاشون برای ما تدریس می کنند.

اول: مسجد جامع نایین

دوم: موزه ایران باستان

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  86/08/22ساعت 22:48  توسط مسعودحیدری | 
منابع کارشناسی ارشد برای دوستان علاقه مند به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:

گرایش مدیریت پروژه و ساخت

 

ردیف

مواد امتحانی

ضرایب

1

زبان عمومی و تخصصی

ضریب 2

2

ایستایی و فن ساختمان

ضریب 2

3

مدیریت و تشکیلات کارگاهی      

ضریب 4

4

مواد و مصالح

ضریب 2

 

منابع ارشد مدیریت پروژه و ساخت

 

 ردیف

نام کتاب

نام مولف

نام مترجم

انتشارات

 

1

درک رفتار سازه ها

 

دکتر محمود گلابچی

دانشگاه تهران

 

2

سازه در معماری

ماریو سالوادوری

دکتر محمود گلابچی

دانشگاه تهران

 

3

سیستم های ساختمانی

هنریش انگل

 

تعاونی دانشگده هنرهای زیبا

 

4

سیستم های ساختمانی آینده

مارتین پاولی

دکتر محمود گلابچی

دانشگاه تهران

 

5

مبحث پنجم مقررات ملی ساختمانی ایران (مصالح و فرآوردهایساختمانی)

 

 

سازمان مسکن و شهرسازی

 

6

مصالح ساختمان

احمد حامی

 

دانشگاه تهران

 

7

مدیریت ساخت

اسماعیل صالحی

 

مرکز مطالعات برنامه ریزی شهری (وزرات کشور)

 

8

مدیرت و کنترل پروژه

مهندس علی حاج شیرمحمدی

 

جهاد دانشگاهی
دانشگاه صنعتی اصفهان

 

9

تئوری های آمار و احتمالات

دکتر پرویز
جبه دار مارالاتی

 

دانشکاه تهران

 

10

آمار و احتمالات- جلد اول

مهندس نوفرستی

 

دانشگاه شهید بهشتی

 






+ نوشته شده در  86/08/21ساعت 22:38  توسط مسعودحیدری | 

 

 موزه هنر گراند رپيدز

 

GRAM اولین موزه ای در جهان است که مورد تایید لیید LEED_ قرارگرفته است

 

« ساختمان Grand Rapids Art Museum _ موزه هنر گراند رپید تلاش کرده است تا چیزهای مختلفی را در خود جمع کند . با اینکه ساختمان یک طرح و المان شهری است اما فضای مطلوبی را به وجود آورده است . این ساختمان دوست زمین است و بر روی هنر متمرکز شده است . مردم را در محیطی مطلوب است ، که مردم در آن می بینند و فکر می کنند . »   

                         Kulapat Yantrasast 

موزه جدید هنر گراند در قلب گراند رپیدز قرار گرفته است ، شهرکی که به عنوان یک عمل موثر بر تجارت است . و به صورتی مدرن طراحی شده است .

طراحی ساختمان موزه علاوه بر سمبلیک بودنش به عنوان یک موزه ، ماهیتی انسانی دارد و فضایی مطلوب را برای کسانی که به هنر علاقه دارند ، به وجود آورده است .

سایه بان های بزرگ موزه حوزه مشترک فعالیت های شهری و موزه ؛ و همچنین مکانی برای تجمع است .

 

لابی و رستوران و کلاس های آموزشی و کلاه فرنگی مجموعه مردم را از زندگی پر تنش شهری جدا و آرامش خاطری را برایشان فراهم می کند .

 

 

در ورودی موزه وجود یک حیاط و نور طبیعی و درختان آرامش خاطریر ا به بازدید کنندگان می دهد تا آماده شوند که با دلی آسوده آثاری هنری را نگاه کنند. شیشه ها و لوله هایی که آن ها را مشبک کرده اند فضایی دلنشین را در داخل ساختمان موزه پدید می آورند .

بخش زیبای موزه در طبقه ای است که نورگیری سقفی دارد و با تغییر ساعات روز نور فضا هم تغییر می کند و گذر زمان در آن محسوس می شود .

 

این موزه به خاطر استفاده مناسب  از نور طبیعی در فضاهای مختلف و ارتباط با زندگی شهری پیرامون خود ، و با هدف کسب افتخار اولین موزه آمریکایی مورد تایید لیید ، محتاطانه و زیرکانه طراحی شده است .

آنچه که در طراحی مورد توجه بوده است ، متعادل کردن نور در داخل ساختمان و ایجاد آرامش در آن و ارتباط با بیرون است .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 22:18  توسط مسعودحیدری | 
یک مطلب خیلی جالب انگیزناک:

 

اگه  نوشته های  یک  نویسنده را بدزدی , به این کار می گویند :سرقت ادبی

 

اما اگه نوشته های چند نویسنده را بدزدی, به این می گویند :تحقیق

 

یلسون میزنر فیلمنامه نویس آمریکایی)

 

 

اما واسه ما بچه های معماری جریان از این قراره که:

 

اگه طرح یک معمار رو بدزدی(ببخشید؛کپی کنی) به این کار میگن: سرقت هنری

 

اما اگه طرح چندتا معمار رو بدزدی ، به این کار میگن:..........خلاقیت...

 

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 22:3  توسط مسعودحیدری | 
 

این هم یک موزه ی دیگه ......

نگاهی به ساختمان موزه حیات و محیط زیست York County، کارولینای جنوبی

محل تجمع غربی

سیستم­های مختلف ساختمانی موزه همگی نمودی از موضوعات و زمینه­های نظری و عملی پروژه هستند. سیستم گرمایش و سرمایش، سیستم کف تابشی خواهد بود که در آن از فشردگی خاک و خنکی آب برای تنظیم درجه حرارت ساختمان استفاده می­شود. بدین­ترتیب سیستم مکانیکی عملاً نشان خواهد داد که ساختمان چگونه با محیط اطراف ترکیب شده است. فتوولتاییک­ها نیز نمایان­گر استفاده از انرژی خورشیدی برای تأمین برق ساختمان هستند. آفتاب­گیرهای بیرونی از موادی ساخته خواهند شد که در برابر تغییر درجه حرارت و زاویه­ تابش خورشید واکنش نشان می­دهند. بنابراین در طراحی سیستم بازشوها، تمایل طبیعی مواد به انبساط و انقباض مورد توجه و استفاده قرار خواهد گرفت.

محل تجمع شرقی

دیوارهای سازه­ای اصلی که بصورت شعاعی از قوس موجود در پلان ساختمان منشعب می­شوند، از بلوک­های بتنی متداول، به ابعاد تقریبی 3 در 5 فوت، ساخته شده­اند. دیوارهای ساخته­شده از بلوک­های توخالی اکسپوز که در تمام قسمت­های ساختمان به چشم می­خورند، با انتقال جریان هوا و ایفای نقش در فرایند تهویه، عملکرد کف­های تابشی را بهبود خواهند بخشید. این دیوارها از داخل ساختمان به سمت شمال و درون محوطه امتداد می­یابند و ضمن اینکه دیواره­های باغچه را که ارتفاعشان در حد ارتفاع یک نیمکت است، تشکیل می­دهند، این حس را نیز که موزه از دل تپه بیرون آمده است، تقویت می­کنند

پلان طبقه تحتانی

دیوارهای ساخته­شده از بلوک­های توخالی که ظاهرشان شبیه دیوارهای سنگی است و انتهایشان، به تبعیت از پروفیل تپه، اندکی انحناء یافته ­است، از بین رفتن تدریجی بندهای ماهیگیری موجود در رودخانه پایین را که اکنون ویرانه­هایی از آنها بر جای مانده است، به مردم یادآوری می­کنند. قدمت بندهای ماهیگیری برجای مانده از مردمان ناشناخته عهد باستان، حدود 5000 سال تخمین زده می­شود. از این­رو میزان عمق و تأثیر حسی که به لحاظ زمانی و تاریخی از این ویرانه­­ها به بیننده منتقل می­شود، غیر قابل سنجش است. Lance Hosey، یکی از معماران پروژه، در این­باره می­گوید: «این ویرانه­ها به یک دوره مهم تاریخی اشاره می­کنند. به اعتقاد ما، بندهای ماهیگیری یکی­ از برترین نمود­های تعامل میان انسان و طبیعت هستند و نمونه مشابه بسیار کاملی برای این پروژه محسوب می­شوند. بر این اساس، فرم، مصالح و رابطه ساختمان با لندسکیپ، از این سازه­های ساده الهام گرفته شده است.»

پلان طبقه فوقانی

McDonough ساختمان جدید را به عنوان یک «موزه زنده» و «میراثی برای نسل­های آینده» توصیف می­کند. او بر این اعتقاد است که مزایا و جنبه­های مثبت این ساختمان بیش از معایب و جنبه­های منفی آن خواهد بود

بر اساس گزارش منتشرشده در The Herald (روزنامه محلی York CountyWilliam McDonough، معمار ارشد WM+P، در جلسه معارفه این شرکت با نمایندگان، مهندسان و معماران موزه، گفته است: «در این پروژه، شما در حالی­که تصور می­کنید بر روی یک چمنزار قدم می­زنید، ناگهان متوجه می­شوید که این چمنزار یک ساختمان است

برش پرسپکتیو لابی

ساختمان موزه در نزدیکی درختان اصلی سایت که قرار است از آنها محافظت شود، به موازات قوس تپه گسترش ­یافته است. جهت قرارگیری ساختمان این امکان را فراهم می­آورد که نور طبیعی فراوانی از سمت جنوب (رو به رودخانه) وارد موزه ­شود و بام نیز بصورت پله­پله و در چندین سطح طراحی شده است تا قسمت مرکزی ساختمان با نورگیری از میان سقف­ها، از نور ملایم بهره­مند شود.

برش پرسپکتیو بال نمایشگاهی موزه

داخل موزه بر اساس سلسله مراتبی از درجات مختلف نور و فضا، به لایه­­ها و بخش­های مختلف تقسیم شده است. گالری­های شمالی که اشیاء حساس به نور در آنها نگهداری خواهند شد، تماماً در دل تپه فرو رفته­اند و کاملاً محصور و فاقد نور هستند. گالری میانی که نور از میان سقف­ها وارد آن می­شود، فضایی شبیه راهروی میانی کلیساست و دارای دو تراز ارتفاعی مختلف می­باشد. دسترسی به تأسیسات نمایشگاهی این گالری از طریق راهروهای باریک و نیز مسیرهای پیرامون گالری خواهد بود. گالری­های جنوبی سرشار از نور و جریان هوا هستند و مانعی در برابر چشم­انداز و دسترسی آنها به باغ­های بیرون موزه وجود ندارد. در این گالری­ها، نمایشگاه­های مفهومی وجود خواهد داشت که در آنها موضوعات انتزاعی به تصویر کشیده خواهند شد، برای مثال «اتاق خاک» ممکن است از چیز بخصوصی تشکیل نیافته باشد و فقط شامل یک کف خاکی و یا یک تک­درخت باشد و یا «غرفه آب» ممکن است یک استخر در داخل ساختمان باشد. این گالری­های موضوعی داخلی به باغ­های بیرونی متصل خواهند شد و در نتیجه نمایشگاه به درون محوطه اطراف ساختمان امتداد خواهد یافت.

برش بال نمایشگاهی

در محوطه اطراف ساختمان موزه باغ­های حیات وحش، استخر­های درمان بیولوژیکی و محل­هایی برای نمایش ماهی پیش­بینی شده است که به عنوان ابزارهای آموزشی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. در روی جزیره، یک «غرفه باد» وجود دارد که از لوله­های چوبی ساخته شده است. بادهای ملایمی که بر روی رودخانه می­وزند، در این غرفه جذب و به صداهای موزون تبدیل خواهند شد. این غرفه برج­مانند، به لحاظ بصری و شنوایی، نقطه اوج تجربه بازدید از موزه خواهد بود.

سایت این موزه (یک قطعه زمین بکر 400 جریبی) که در فاصله 30 دقیقه­ای از جنوب Charlotte، کارولینای شمالی قرار دارد، فرصت بی­نظیری را برای ایجاد ارتباط مجدد میان جامعه محلی و رودخانه که عامل اصلی سکونت در این ناحیه محسوب می­شود، فراهم می­کند. چشم­انداز موجود سایت، فضاها و دیدهای جالب­توجهی بویژه در ناحیه اطراف جویبار میان جزیره و ساحل شمالی، یعنی جایی که موزه واقع است، ارائه می­دهد. جویبار و جزیره دارای پوشش گیاهی متراکم، واحه­ای خنک، آرام و حفاظت­شده ایجاد می­کنند و توسعه و تکمیل معماری و منظر در آینده، گیرایی این فضا را از طریق مجموعه­ای متوالی از فضاهای داخلی و خارجی که گذرگاهی به شکل گردنبند درست کرده­اند، افزایش خواهد داد

سایت پلان

توالی فضاهای موجود در سراسر سایت ـ از جاده ورودی، سطوح تخت اختصاص­یافته به پارکینگ، حیاط ورودی، خود ساختمان، نمایشگاه­های داخلی و باغ­های واقع در پایین سایت، تا آن­سوی جزیره ـ نوعی حس اکتشاف تدریجی فضا، در بازدیدکننده ایجاد خواهد کرد. تخته­های بالاآمده از سطح آب نیز، به پل­هایی تبدیل می­شوند که امکان عبور بازدیدکنندگان از جزیره را فراهم می­کنند.

ماکت مجموعه

ساختمان موزه و باغ­های اصلی آن درست در بالای جلگه­ای که حاصل سیلاب­های 100 ساله است، واقع هستند. ساحل فرسایش یافته، یعنی محل وقوع سیلاب­ها، ممکن است در عمل بخشی از نمایشگاه­های بیرونی واقع در هوای آزاد باشد. عموماً در طول یک روز مشخص، ارتفاع سطح آب، بسته به میزان آزادسازی آب از سد Lake Wylie به شمال، حول­وحوش 3- 5 فوت تغییر می­کند.

حیاط ورودی موزه

ورودی موزه که در نقطه اوج شیب تپه­مانند ساحل رودخانه در نظر گرفته شده است، چشم­اندازی تماشایی از جویبار، جزیره و رودخانه به بازدیدکننده ارائه می­دهد. ساختمان موزه کاملاً هماهنگ با توپوگرافی موجود طراحی شده است که این ویژگی استثنایی در نقطه اوج تپه­ کاملاً مشخص و قابل مشاهده خواهد بود. شیوه طراحی این ساختمان بگونه­ای است که قسمت اعظم آن بر روی شیب خوابیده و در نتیجه پایین­تر از نقطه دید بازدیدکنندگان قرار گرفته است.

برش از حیاط ورودی

بام­های سبز پوشیده از چمن، منظر ساختمان را با چمنزار مجاور ترکیب می­کنند و این امکان را بوجود می­آورند که گل­های آفتابگردان بومی در معرض خطر انقراض، بر روی بام رشد کنند. از مزایای دیگر بام پوشیده از چمن می­توان به حفاظت ساختمان در برابر حرارت هوا، تنوع منظر به دلیل تغییر آن در فصول مختلف، فراهم آوردن زیستگاه برای گونه­های گیاهی خاص، و تولید اکسیژن و دفع کربن اشاره نمود. در کل می­توان گفت بام سبز در شکل­گیری یک محیط انسانی و معماری­ای که بطور اساسی با زمین و بوم خویش درآمیخته باشد، نقش مهمی ایفا می­کند

 

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 22:14  توسط مسعودحیدری | 
آخ جون وبلاگم درست شد
+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 21:45  توسط مسعودحیدری | 
اینم یک موزه ی دیگه واسه همه همکلاسی هام (ایده بگیرید)

 

موزه تاریخ هولوکاست ( کشتار در کوره آدم سوزی )

معمار: موشه سفدی

مکان: اورشلیم، اسرائیل

سال اتمام: مارس 2005

مساحت کل مجموعه: 75000 مترمربع


ساختمان موزه در دامنه تپه ای مشرف به روستای اینکریم اورشلیم قرارگرفته است. بنای جدید "موزه تاریخ هولوکاست" نتیجه پروژه طرح توسعه ده ساله و 100 میلیون دلاری بنیاد "یاد واشم" ( Yad Vashem ) (بنیاد قهرمانان و شهدای هولوکاست) است.

 


"موزه تاریخ هولوکاست" در واقع بدنه اصلی و ستون فقرات پروژه 75.000 مترمربعی "موشه سفدی" است که جایگزین ساختمان موجود شده است و بعنوان مرکز مجموعه مطرح شده است.

سفدی در طراحی این ساختمان به این موضوع واقف بود که موضوع "آدم سوزی" نمونه مشابه ای ندارد و بنابراین ساختمان آن نیز نمی تواند از نمونه های مشابه پیروی کند.

 


قسمت اعظم بدنه اصلی موزه که از بتن و شیشه ساخته شده، در زیر تپه پنهان شده است. و با نشان دادن بخشی از ستون فقرات 150 متری خود توانسته است بصورتی ملموس ابعاد واقعی خود را به بیننده منتقل کند.

در انتهای این برآمدگی و در نزدیکی ورودی موزه و مرکز بازدیدکنندگان، یک منشور بزرگ به سمت دهکده از تپه بیرون آمده که گویی در فضا شناور است.



و در انتهای دیگر بنا، دیوارهای کناری ساختمان از یکدیگر باز شده و با خم شدن به بیرون شکل دو بال را بوجود آورده است. این فرم تاکیدی استعاری برادامه زندگی بعد از تجربه مرگ است.



مجموعه ی گالری ها با نور طبیعی و از طریق شکاف سقفی که در ارتفاع 18 متری قراردارد روشن می شوند. این گالریها در طول یک مسیر خطی پیاده که در خاک فرو رفته قرارگرفته اند.



هنگامیکه وارد موزه می شوید گالریها از نظر پنهان هستند، و به مرور که در مسیر قدم می گذارید بسته به موضوع و تاریخ هولوکاست گالریها نمایان می گردند.



در انتهای موزه، "سالن اسامی" فضایی دراماتیک بوجود آورده است. یک استراکچر مخروطی 9 متری که انتهای آن به سمت آسمان باز است، محل ثبت اسامی میلیونها یهودی قربانی هولوکاست است.  یک مخروط معکوس که از داخل یک سنگ طبیعی کنده کاری شده و به احترام قربانیانی که هیچگاه شناخته نشدند ساخته شده است.



 

مرکز جدید فرهنگی، آموزشی و تحقیقاتی سفدی نشان دهنده موقعیت بنیاد "یاد واشم" بعنوان یک مرکز بین المللی تحقیقات و نگهداری یادمان هولوکاست است.

 

سایت پلان

 

 


Drawing courtesy Moshe Safdie and Associates, Inc.
پلان طبقه اول موزه

 

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 21:36  توسط مسعودحیدری | 

نام موزه:موزه شيشه

مکان: مركز بين المللي براي هنرهاي مدرن , تاكوما/واشنگتن

معمار:آرتور اريكسون

 

اين مركز در تاريخ 6 جولاي 2002 بر روي عموم گشوده شد.
 



طراحي بر طبق المان ها و نشان هاي ابتدايي مثل آتش آب زمين وآسمان صورت گرفته است.معماري بنا كاملا"در لند اسكيپ شناور گشته است.روي سقف سازه اي از پانل هاي شيشه اي زاويه دار نصب شده است و بازتاب آن در استخر ديده مي شود. نما از شن وبتن رنگي و شيشه مات پوشانده شده است.
 


چهره ي معماري و نشان اين موزه مخروط 91 فوتي كج شده ایست كه از استيل ضد زنگ پوشانيده شده است.كه بر خط آسمان تاكيد مي كند و آن را بارزتر مي نماياند.
 


اين مخروط درخشان سمبلي فرهنگي كه به سرعت قابل شناسايي است براي تبديل شهري صنعتي به يك مركز فرهنگي شده است.
 


خط افقي بال مانند سقف با خط افقي لند اسكيپ گره خورده و متناسب است.

بازديدكنندگان مي توانند از محوطه ي پاركينگ در پايين موزه يا از روي سقف تراس مانند وارد موزه شوند كه به بخش تاريخي شهر به وسيله پل چيهولي ( از شيشه ) متصل شده است.

 


يك پلكان مارپيچ بتني از پايين قسمت بيروني مخروط تا ورودي اصلي موزه قرار گرفته است.يك سري از رديف هاي افقي تراس ها از يك ميدان در امتداد مسير آبي تيفس به منظور ايجاد نمايشگاهي در فضاي باز با چشم اندازي از شهربالا مي رود
 


هال اصلي موزه با وسغت 6900 فوت در ورودي موزه دسترسي هاي مستقيم به گالري ها و سالن تاتر فروشگاه و سالن اجتماعات را فراهم مي كند.
 


سالن اجتماعات با 90 فوت بلندي و 100 فوت قطر مخروط برجسته ترين بخش موزه است(با 145 صندلي)

اين سالن شامل استوديويي وسيع و شيشه اي براي چندين گروه هنرمند است.
 

معمار پروژه Wyn Bielaska

نمای غربی

نمای شرقی

طبقه سرسرای اصلی


مخروط از 2800 لوزي از استيل ضد زنگ كه دايره ي خارجي را پوشش مي دهند تشكيل شده است.

مخروط در پايين قطري برابر 104 فوت و در بالا 15 فوت را داراست.در بخش شمالي 17 درجه چرخش داشته و بوسيله 16 سازه ستوني از لوله استيل با قطر 16 اينچ پشتيباني مي شود.

 

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 20:58  توسط مسعودحیدری | 

سلام به همه ی دوستان

 

با این اینترنت لعنتی دانشگا ه و وقت کم(1ساعت در روز،واقعاً خیلی کمه) تموم وبلاگم به هم

 

 ریخته؛انشا الله هر چه زوتر برم خونه و  یه حالی به وبلاگ بدم.

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 20:48  توسط مسعودحیدری | 

تعريف موزه:

بر مبناي تعريفي كه " ايكوم " از موزه مي دهد ، موزه عبارت است  از مكان گردآوري ، نگهداري ، مطالعه ، بررسي كردن و به نمايش گذاشتن نعمتهاي فرهنگي يا طبيعي به منظور آموزش ، پژوهش و ارزش دادن به اين مجموعه ها و لذت بردن از آنها .

معناي لغوي و اصطلاحي موزه:

نام موزه از لغت فرانسوي  Musee گرفته شده و به معني مكاني است كه مجموعه بزرگي از آثار باستاني و صنعتي و چيزهاي گرانبها را درآن به  معرض نمايش مي گذارند و دانشمندان ، پژوهشگران ، هنرمندان و... از آن استفاده مي كنند. كلمه موزه را فرانسويان از لغت يوناني گرفته اند . موزه نام تپه اي در آتن بود كه در آن عبادتگاهي براي موزه ( الهه يوناني ) قرار داشت .

امروزه در كشورهاي مختلف جهان موزه هاي متعدد آثار باستاني، مردم شناسي، طبيعي، حيوانات ، وحوش و ... ، مجموعه ي تاريخي آن كشورها را بازگو مي كند. فرهنگ و تمدن هر قوم و ملتي از طريق اشياء و وسايلي كه در موزه ها جمع آوري شده ، شناخته مي شود. يكي از راههاي شناخت اقوام گذشته و آشنايي با نحوه ي زندگي آنها ، از طريق موزه ها به دانش آموزان و دانشجويان آموزش داده مي شود.

تاريخچه موزه:

پژوهشگران و متخصصان موزه داري ، به دنبال ريشه يابي واژه ي موزه به مبداء هلني * بسنده كرده و تاريخ موزه و تاريخگذاري اين پديده را اين گونه تعريف كرده اند :

معبد خدايان هنر شعر و موسيقي كه بر فراز تپه اي در آتن قرار داشت ، نخستين موزه اي است كه در تاريخ موزه ها از آن نام برده مي شود و موزه آشمولين در شهر آكسفورد ، نخستين موزه اي است كه آثار مشرق زمين را در خود محفوظ نگه داشته است . نخستين موزه در قاره ي آسيا ، موزه ي آرميتاژ در لنينگراد روسيه است و اولين موزه ي ايران در سال 1295 ه . ش به نام موزه ي ملي ايران پايه گذاري و افتتاح شده است. سال 1746 م .  را در تاريخ تحول و تكامل موزه ها ، بايد نقطه ي عطفي به شمار آورد؛ چرا كه در اين سال نويسنده ي فرانسوي " لاخون دوسن ين " عقايد و انديشه هاي نويني را در مورد موزه عنوان كرد كه موجب تحرك و تسريع در بنيادگيري موزه ها شد .  چهار سال پس از آن به سال 1750 م . اولين موزه ي واقعي جهان در قصر لوكزامبورگ بر پا شد.

اهداف موزه:

هدفهاي موزه را مي توان بدين صورت خلاصه كرد :

1- نگهداري آثار گذشتگان و نمايش و انتقال آنها به آيندگان .

2- ارزيابي و قياس ميان پديدارهاي تاريخي ، عملي ، فني ، صنعتي و هنري ِ گذشته و حال.

3- ايجاد و تقويت تفاهم ميان ملل و اقوام.

4- شناخت و نمايش سهم اقوال و ملل در فرهنگ و تمدن جهاني .

5- اعتلاء  و بهبود ميزان دانش محصلان، دانشجويان، پژوهشگران و ...  .

6- جلوگيري از انهدام فرهنگ بومي و ايجاد سدي در برابر فرهنگهاي نامأنوس.

منشاء موزه ها ، خواه در گنجينه هاي سلطنتي يا كليسايي ِ قرون وسطا  و يا در اطاقهاي كوچك ِ حاوي اشياء و نمونه هاي كمياب كه  در فاصله قرنهاي شانزدهم و هجدهم ميلادي  گرد آوري شده ، نهفته است.

انواع موزه ها:

نخستين گونه بندي كه در ممالك بسياري به قوه ي خود باقي است و همچنان دراسامي كميته هاي تخصصي " ايكوم " انعكاس دارد، تمايز بين موزه هاي هنري ظريفه، هنرهاي كاربردي، باستان شناسي ، تاريخ ، مردم شناسي، علوم طبيعي ، دانش و تكنولوژي ، موزه هاي منطقه اي محلي و موزه هاي تخصصي است. در عين حال ، سير تحول موزه ها از جنگ دوم جهاني به اين سو، به تدريج مرزهاي بين رشته ها و مجموعه ها را از ميان برداشته است . اكنون موجه تر به نظر مي رسد كه موزه ها را به انواع زير تقسيم كنيم.

1- موزه هاي هنري   2- موزه هاي تاريخي   3- موزه هاي تخصصي   4- موزه هاي علمي    5- موزه هاي فني وصنعتي

1- موزهاي تاريخي: آثار و اشياء قديمي را كه مي توانند گوياي زمينه و پيشينه ي مردم شناسي و باستان شناسي و تاريخي باشند درخود جاي داده اند.

2- موزه هاي تخصصي : آثار تاريخي ، هنري و فني را به مناسبت هاي ويژه ، درمعرض ديد مردم قرارمي دهند. دو نوع اين موزه ها را به موزه ها در هواي آزاد و موزه ي محلي مرسوم كرده اند.

3- موزه هاي علمي :  گياهان ، جانوران ، سنگها ، خاكها ، سنگواره ها و آنچه را كه دست بشر در خلق آنها دخالت نداشته است ، تهيه و نگهداري مي كنند كه به انواع موزه هاي تاريخي طبيعي ، جانوران زميني ، گياهان، ماهي ها و جانوران دريايي طبقه بندي مي شوند.

موزه هاي علمي ، مواظبت شده ترين و فعال ترين موزه ها هستند.

موزه هاي علوم طبيعي مي بايد نقش ويژه درآگاه سازي و متقاعد ساختن مردم ايفا كنند و در سطح علمي ، اين موزه ها  ، اسنادي بالغ بر ميليونها نمونه هستند كه پيشرفت دانش را از ديدگاه رشته هاي متعدد ميسر مي سازند و دراختيار پژوهشگران مي گذارند .

4- موزه هاي فني و صنعتي : ساخته هاي فني وصنعتي انسان را در زمينه هاي اختراعات ، اكتشافات ، وسايل نقليه، ماشين آلات و مانند آنها به نمايش مي گذارند و به نامهاي موزه اختراعات ، موزه اكتشافات، موزه ماشين آلات و موزه وسايل نقليه و غيره موسوم شده اند .

5- موزه هاي هنري : آثار و اشياء زيبايي درباره ي نقاشي، معماري و مجسمه سازي، هنرهاي تزييني و صنايع دستي، لوازم خانگي، موزه خط و خطاطي ، كتاب و صحافي ، موزه ي سراميك و كاشي، موزه ي قالي و قاليبافي ، موزه ي كنده كاري و منبت كاري و صنايع چوبي ، موزه ي گوهري و گوهرها و بالاخره موزه ي منسوجات ، طبقه بندي مي كنند

+ نوشته شده در  86/08/16ساعت 20:52  توسط مسعودحیدری | 
 

موزه بین المللی هنرهای معاصر و نمایشگاه برنامه ریزی معماری شنزن - چین

طراح:حبیبه مجد آبادی

[4tq9xzm[1].jpg]

+ نوشته شده در  86/08/16ساعت 20:28  توسط مسعودحیدری | 
 

موزه بین المللی هنرهای معاصر و نمایشگاه برنامه ریزی معماری شنزن - چین

طراح:حبیبه مجد آبادی

[4tq9xzm[1].jpg]

+ نوشته شده در  86/08/16ساعت 20:24  توسط مسعودحیدری | 
باز هم موزه....

More images of Nouvel’s Abu Dhabi museum

classical-arts-museum-image-4.jpg

Here are all four images of Jean Nouvel’s design for the Classical Museum on Saadiyat Island (see preceding stories).

classical-arts-museum-image-2.jpg

The client, UAE’s Tourism Development & Investment Company, sent us the following information on Nouvel’s project:

classical-arts-museum-image-1.jpg

Nouvel’s design concept for the Classical Museum owes much to Saadiyat’s natural surroundings: “The island offers a harsh landscape, tempered by its meeting with the channel, a striking image of the aridity of the earth versus the fluidity of the waters,” said Nouvel.

classical-arts-museum-image-3.jpg

“These fired the imagination towards unknown cities buried deep into the sands or sunk under water. These dreamy thoughts have merged into a simple plan of an archaeological field revived as a small city, a cluster of nearly one-row buildings along a leisurely promenade.

“This micro-city requires a micro-climate that would give the visitor a feeling of entering a different world. The building is covered with a large dome, a form common to all civilisations. This one is made of a web of different patterns interlaced into a translucent ceiling which lets a diffuse, magical light come through in the best tradition of great Arabian architecture.

“Water is given a crucial role, both in reflecting every part of the building and acting as a psyche, and in creating, with a little help from the wind, a comfortable micro-climate.”

+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 21:40  توسط مسعودحیدری | 
 

به بهانه ی طراحی موزه برای طرح ۳ این ترم...

به نحوه ی نور پردازی دقت کنید.

Polshek Partnership Architects

Elizabeth A. Sackler
Center for Feminist Art

Brooklyn Museum
Brooklyn, NY

A vital new venue and focal point within the Brooklyn Museum.

image
Photo © Aislinn Weidele/Polshek Partnership

Located on the Brooklyn Museum’s fourth floor, the new Center contains permanent and changing exhibition galleries, a study center, and presentation space to promote dialogue and exchange about the exhibition and related issues represented in the galleries.
The design creates a visually distinctive environment, symbolic of the Museum’s commitment to creating a permanent home for showcasing Feminist Art.

Spatially, the plan is organized in a series of distinct, yet interconnected experiences. Movement through the Center allows for a variety of encounters with the permanent and changing exhibitions. Judy Chicago’s seminal work - The Dinner Party - is the centerpiece of the overall design and is integrally related to the other spaces within the new Center.

image
Photo © Aislinn Weidele/Polshek Partnership

The overall design is conceived as a series of concentric layers: the perimeter walls of the 19th century building, the enveloping zone of changing exhibition galleries, and the walls and inner sanctum of the Dinner Party Gallery. This strategy serves to reconcile the scale and geometry of The Dinner Party within the structure of the Museum.
An equilateral triangle in plan, the geometry of The Dinner Party Gallery forges a vital relationship between the art and the space it occupies, which is intended to heighten the visitor’s perception of the piece and to reinforce the artist’s original concept.

image
Sketch © Polshek Partnership LLP

A dramatic sculptural threshold immediately inside the entry portal signals arrival to the new Center. Defined by the large canting walls and glass membrane of The Dinner Party Gallery, this point of arrival permits anticipatory glimpses of the piece within.

image
Rendering © Polshek Partnership LLP

Changing exhibition galleries flank all three sides of the central gallery. The permanent installation begins with a linear gallery space featuring The Banners, a series of seven Aubusson tapestries hung perpendicular to a vivid red wall. The Dinner Party follows, accessed through an aperture at the apex of the triangular space.

image
Photo © Aislinn Weidele/Polshek Partnership

image
Photo © Aislinn Weidele/Polshek Partnership
Detail

image
Photo © Aislinn Weidele/Polshek Partnership
Corner Detail

Immediately outside the Central Gallery, a flexible exhibition space presents The Heritage Panels, which summarize the research done by the artist and her team on the lives and accomplishments of the dinner guests. Directly adjacent, a changing biographical gallery highlights the individuals recognized in the piece. The sequence ends in the study center, a flexible presentation space.

image
Rendering © Polshek Partnership LLP

The primary entrance to the Center, located directly adjacent to the northwest, overlooks the Beaux Art Court. The sequence begins through a large portal with double glass doors and signage announcing the Center in the transom above.


Model photo: © Jock Pottle/Esto
Brooklyn Museum

image
Rendering © Polshek Partnership LLP

+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 21:12  توسط مسعودحیدری | 

باز هم یه تصویر دیگه از پروژه ترم قبل....

+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 20:9  توسط مسعودحیدری | 

آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری

موزه ها و گالری های آثار هنری کاربرد های مشابهی داشته  و مثل انواع مختلف ساختمانها دارای ویژگی های یکسان فراوانی هستند . بطور کلی مهمترین وظایف موزه ها و گالری آثار هنری ، جمع آوری ، ثبت، حفاظت ، تحقیق ، توضیح و نمایش برخی مدارک مهم است . بهمین دلیل افراد زیادی با مهارت های مختلف مورد نیاز می باشد . بهرحال ، نه تنها بین موزه و گالری آثار هنری تفاوتهایی وجود دارد بلکه بین انواع مختلفی از موزه ها وگالری ها اختلافاتی دیده می شود . برخی از سازمانها مثل سازمان میراث فرهنگی ، تفریحی و بعضی موسسات فرهنگی نیز جزو موزها محسوب می شوند.

برای نمایش آثار هنری واشیاء با اهمیت از نظر علمی و فرهنگی ،سازمان باید از آنها در برابر آسیب ،خطر سرقت ،رطوبت ،خشکی نور خورشید و گرد و غوبار مراقبت کرده وآنها را در بهترین نور و نما ، نشان دهد. این امر زمانی حاصل می شود که مجموعه به

الف)اشیاء تحت مطاله و بررسی  ب)اشیاء نمایشی تقسیم می شود.

نمایشگاه ها باید به نحوی برگزار شوند که عموم مردم بتوانند آثار را بدون هیچ مشکلی تماشا کنند. این امر نیازمند یکسری برنامه ی به دقت تعیین شده و گسترش یافته در فضاهایی با شکل مناسب و تزئین منطقی و جذاب بویژه در موزه ها است.

در گالری ها هر گروه ار تصاویر باید در یک اتاق جدا گانه قرار گیرد و هر تصویر باید روی یک دیوار مجزا باشد یعنی در هر گالری باید چند اتاق  کوچک وجود داشته باشد . این شیوه نسبت به فضاهای بزرگ که برای تصاویر بزرگ بکار می روند فضای بیشتری رانسبت به مساحت  زیر بنا را بدست می دهد.

زاویه ی دید انسان از 27 درجه بالاتر از سطح بنایی آغاز می شود .برای یک فرد بننده در حالت ایستاده ، این بدان معناست که تصاویر نور پردازی شده باید 10 متر دورتر از فرد وبخش فوقانی آنها بیشتر از 4.90 متر بالاتر از سطح چشم وسطح پایین آن ها تقریباً بیش از 70 سانتی متر از چشم نباشد بهترین شرایط آویزان کردن تصاوتر کوچکتر ، از نقطه ی ثابت (سطح افق در تصویر ) روی سطح چشم است .در نظر گرفتن مساحت 3.5 متر مربع برای آویزان کردن هر تصویر ، مساحت 6 الی 10 متر مربع از زمین برای هر مجسمه و1 متر مربع فضا در قفسه برای هر 400 سکه ضروریست.مباحث نور پردازی گالری ها و موزه ها بسیار نظری بوده و کیفیت نور پردازی هم غیر واقعی است آزمایشات انجام شده در آمریکا نشان داده که نور استفاده شده در نور پردازی اگر به صورت طبیعی باشد حتی اگر از نوع نور شمال هم باشد دائماً در حال تغییر می باشد به همین دلیل استفاده از نور مصنوعی به جای استفاه از نور خورشید بیشتر رایج می باشد.

بر اساس آزمایشات انجام شده در بوستون ؛فضای مطلوب برای تماشا کردن بین 30 تا 60 درجه از سمت فوقانی است که از نقطه ای در وسط کف اتاق اندازه گیری می شود .

در گالری آثار هنری ، عموماً مسیر چرخشی یکطرفه وجود ندارد و فقط بخشهای جداگانه دیده می شود موزها وگالری ها هر کدام نیاز به اتاق های جانبی برای بسته بندی ،ارسال ،بخش اداری ، بخش اسلاید ،کارگاههای حفاظتی وتالار سخنرانی دارند .قصر های غیر قابل استفاده و متروک ،کاخها و صومعه ها برای ساخت موزه مناسب هستند .این مکانها برای اشیاء تاریخی و نگهداری آنها مناسب می باشند زیرا فضای مساعد تری را نسبت به موزه های جدید برای اینگونه اشیاء فراهم می کنند.

امروزه ساختمان موزه ها را به عنوان مراکز فرهنگی هم بکار می برند پس باید در مرحله ی طراحی این احتمال را هم در نظر گرفت .در این حالت باید فضای کافی برای نمایشگاههای موقتی و دایمی ، کتابخانه ،اتاق رسانه ها و تالار سخنرانی وجود داشته باشد.

ضمناً باید فضای خاصی برای استراحت ، خوردن و آشامیدن ، حمل و نقل و انبار ،نگهداری از اشیاء ، گارگاهها وبخش های اداری تخصیص دارد.

پیشرفتهای تکنولوژی نه تنها بر عملکرد موزه ها ، بلکه بر طراحی نمایشگاهها هم تاثیر به سزایی دارد . کامپیوتری کردن ثبت مجموعه و مستند سازس طراحی ، کوچک کردن لامپ و فیبر نوری وتاثیر آنها بر طراحی نور پردازی دو نمونه از این پیشرفت ها هستند.

برگرفته شده از وبلاگ دوستم وحید کمانه

+ نوشته شده در  86/08/05ساعت 20:59  توسط مسعودحیدری | 

 

موزه BMW در مونيخ

برگرفته شده از سایت زیباترینها
+ نوشته شده در  86/08/03ساعت 21:31  توسط مسعودحیدری | 

موزه شیشه(museum of glass)

موزه شیشه در شهر تالو در ایالت واشنگتن امریکا با الهام از کارخانجات صنایع چوب منطقه شمالغرب این کشور نمونه مناسبی از ابتکارات طراحی و سازه در خلق بناهای ماندنی است. این ساختمان به مساحت 7000 متر مربع میباشد. طراحی موزه بر عهده معمار کانادایی ارتور اریکسون از ونکوور کانادا و توماس کوک والد از تاکوما بوده است.این موزه با هزینه کلی 63میلیون دلار در سال 2002تکمیل گردید.

مهمترین شاخص موزه مخروطی به ارتفاع 27 متر و زاویه 17 درجه در انتهای جنوبی ساختمان است که با صفحات لوزی شکل از فولاد ضد زنگ پوشیده شده است.داخل مخروط امفی تئاتری قرار دارد که شامل نمایشگاه و کارگاه شیشه سازی است.برای نمای خارجی این سازه از بتن پیش ریخته استفاده شده است.

جاذبه اصلی امفی تئاتر چارچوب فولادی سازه مخروط است. قطر مخروط از 31 متر در کف بتدریج کم می شود تا به 5/4 متر در بالا برسد. شانزده ستون فولادی به مقطع 103 سانتیمتر مربع سازه مخروط را نگه می دارند.بالای سازه مخروطی یک حلقه بسیار بزرگ فولادی ستونها را در کنار هم نگه می دارد. این حلقه 14 تن وزن و 7 متر قطر دارد.

نیروی رانش بوجود امده در ستونها در بالا توسط این حلقه فولادی و در پایین توسط یک حلقه بتنی که به کشش کار می کند مهار می شود. در شب قله مخروط همچون کوره های خاک اره سوزی که موزه یاد اور انهاست با نور ملایمی می درخشد.

+ نوشته شده در  86/08/03ساعت 21:0  توسط مسعودحیدری | 
موزه به مکان خاصی که در  ان مجموعه های بزرگ و ارزشمند از اثار باستانی و صنعتی و اشیاء گرانببها را به معرض نمایش میگذارد.گفته میشود کلمه موزه ریشع ای فرانسوی دارد.فرانسویان نیز کلمه موزه را از لغت یونانی گرفته اند.موزه نام تپه ای بوده است در آتن که در آن عبادتگاهی برای موزها که نه خداوند زن بوده اند ساخته شده بود. از معروفترین موزه های جهان می توان موزه ی لور پاریس  را نام برد.

در میان موزه هایی که د رایران و تهران وجود دارد می توان موزه ایران باستان . موزه ملک . موزه رضا عباسی . موزه آبگینه. موزه فرش. موزه هنرهای معاصر(به کوشش فرح پهلوی تاسیس شد)و کاخ موزه نیاوران نام برد.

 

موزه هنرهای معاصر تهران:

 

سال 1356 کامران دیبا، آرشيتكت ایرانی، کار ساخت موزه هنرهای زیبا را به اتمام رساند. ساختمانی که کارکردش تنها و تنها موزه است، ساختمانی که هنوز هم پابرجاست و به رغم وجود موزه های بسیاری در ایران تنها ساختمانی است که تنها برای موزه ساخته شده است.


موزه هنرهای معاصر در زمینی به مساحت 2400 مترمربع و با زیربنایی حدود 2700 مترمربع با 9 گالری 2000 متری ساخته شد. در این ساختمان که در محوطه ای به مساحت 7000 متر بنا نهاده شده 9 گالری سالن اجتماعات 196 متری و کتابخانه 164 متری نیز وجود دارد.

ساختمان خود موزه به صورت سنتی مدرن ساخته شد با دیدن ساختمان موزه علاوه بر تداعی بادگیرهای یزد، مدرن کاری ها در بنیان ساختمان نیز دیده می شود که ساختمانی بتنی و محکم است

در طراحی موزه هنرهای معاصر دو دیدگاه مورد بررسی قرار داشت که هر دو آنها به درستی انتخاب و مورد بازبینی قرار گرفتند: یکی در محوطه اطراف سایت بود( یعنی پارک لاله تهران) که یک پارک نسبتا بزرگ است و دیگری مسیر دسترسی به موزه که در کنار یکی از محورهای حرکتی پارک لاله قرار داشت.

 

کامران دیبا در طراحی موزه حیاط مرکزی را انتخاب کرد که علاوه بر اینکه یکی از نشانه های معماری ایرانی باشد بتواند به کمک آن فضایی مجزا از پارک را ایجاد کند. علاوه بر آن کامران دیبا با طراحی دید مناسب از حیاط مرکزی به پارک سعی بر برقراری رابطه با پارک نیز دارد. این رابطه در طراحی داخلی نیز با پنجره های دیواری و سقفی حفظ شده است.

کامران دیبا از آن دسته از معمارانی است که با شناختی مناسب از معماری ایرانی و درک مبانی و مفاهیم معمار گونه آن شروع به طراحی می کند. موزه هنرهای معاصر تهران ساختمانی پست مدرنیست است که با بهره گیری از عناصر معماری کهن ایرانی به صورتی مینی مالیستی خود نمایی می کند.


بادگیرها به وضوح در کالبد و فرم بنا خود نمایی می کنند بادگیرهایی که سابقا نقش
تهویه و جریان باد را در ساختمان داشتند اکنون وظیفه انتقال نور به داخل بنا را دارند. نور نیز همانند باد از دل بادگیرها عبور کرده و در دل فضا بخش می شودسایه ها - نیم سایه ها و نورها به طوری کنار یکدیگر قرار گرفته اند که هر گالری را به بخشی مجزا برای نمایش آثار تبدیل می کند.

نکته قابل توجه در مسیر حرکت و سیرکولاسیون حرکتی موزه است. مسیر آغازین بازدید کنندگان یک رمپ می باشد که شما را با حرکت دورانی خود به زیر زمین هدایت می کند. مخاطب مجبور به حرکتی آرام (شیب رمپ) و مارپیچ را دارد. گویی دیبا قصد داشته که مخاطب خود را از فضای خارج و نا آرام موزه رها کرده و به سمتی جدا و احساسات درونی خود باز گرداند. در مسیر حرکت کف گالری ها شیب ملایمی دارد که علاوه بر بالا بردن شما (مخالف رمپ ورودی) شما را به سمت محل شروع برای خروج هدایت می کند. آخر کار هم شما بدون متوجه شدن شیب مسیر به یکباره خود را مقابل همان رمپ خواهید دید

.

شیب مخصوص راهروهای بین گالری ها و عدم وجود پله در بین گالری ها (هیچ پله ایی بین گالری ها وجود ندارد) باعث می شود که هر بازدیدکننده ایی به راحتی از تمام قسمت های موزه دیدن کند و علاوه بر آن گالری ها طوری به هم متصل اند که بازدید کنندگان می توانند از همه آثار به نمایش درآمده بازدید کند.


ساختمان بزرگ موزه می تواند این اجازه را به دیگر حوزه های هنر تجسمی، مانند مجسمه، که به سبب حجیم بودن کمتر فرصت بروز می یابند، بدهد که مکانی برای عرضه داشته باشند اما متاسفانه بعد از گذشت یک سال از سمپوزیوم بین المللی مجسمه سازی تهران هنوز آثار مجسمه سازان به نمایش در نیامده و گویا قرارهم نیست که مردم آنها را ببینند ولی در باغ مجسمه موزه هنرهای معاصر مجسمه های مانند "انترومیمون" پیکاسو، آثار پرویزتناولی، رنه مک ریت، هنری مو، جاکومتی، چلیدا و ... همواره در معرض بازدید عموم مردم است.

واحدهای مختلفی که در موزه فعال هستند عبارتنداز: واحد حراست، واحد مراقبین آثار، واحد خدمات و تشریفات، دبیرخانه اداری، دبیرخانه هنری، واحد روابط عمومی، واحد روابط بین الملل، سینماتک، کتابخانه، واحد آرشیو، خدمات نمایشگاهی، واحد عکاسی، ریاست و مدیریت، واحد تکثیر، واحد پژوهش و واحد رایانه 16 واحد فعال در موزه هنرهای معاصر هستند.

موزه هنرهای معاصر مشتمل بر یک کتابخانه بسیار غنی در گرایش هنری است که 10 هزار عنوان کتاب هنری در مخزن خود دارد و کسانی مجاز به استفاده از آن هستند که یا دانشجوی سال چهارم هنر باشند، یا جزء هنرمندانی باشند که یک دوره آثارشان به نمایش درآمده باشد و یا جزء اساتید هنر دانشگاه های معتبر باشند

وجود ساختمانی مانند موزه هنرهای معاصر که فقط برای این کار ساخته شده است در ایران بسیار غنیمت است.

+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 15:40  توسط مسعودحیدری | 
اینم چند تا عکس از پروژه طرح ۲ (دانشکده هنر و معماری) با اون نمره ی خوشکل.....حیف از اون همه زحمتی که .....


بقیه اش بعداْ

+ نوشته شده در  86/08/01ساعت 21:8  توسط مسعودحیدری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
غير از هنر كه تاج سر آفرينش است

دورآن هيچ سلطنتي پايدار نيست



و بي شك معماري هنر است،هنر خلق كردن،آفريدن،جهت دادن و مقياس بخشيدن به بي كرانگي فضا و...
معماري تجسم قالبهاي درون بعد ذهن آدمي است به واسطه بعد بخشيدن به فضاي بي انتهاي هستي ،..

معماري حد آسمان وزمين است،حد درون و بيرون، كوچك و بزرگ ، محدود و نامحدود و ...

معماري هنر معني بخشيدن هاست،..

معماري آن كنايه مليحي است كه تجربه سكونت را بر گردش ميتند و خلاصه ....



" معماري واقعيتي است از جنس زندگي"


















پیوندهای روزانه
معماری هنر ایده
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1389
دی 1388
آذر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
بوسه ی آبی
من و سایه
هنر نزد ایرانیان است وبس
حسن ستاري ساربانقلي- معماري دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز
ناخوشی
روستای ارنگه
معمار و معماری
معماران کوچک
وبلاگ تخصصی عمران-کامپیوتر
معمار رسکت
اطلاعات عمرانی شیراز
معماری و طراحی داخلی
"امین شهامی پور"
آلاچیق
دل نوشته ها
وب نوشته های چند دانشجوی معماری
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان